تبليغاتX
ازدواج موقت-صیغه-متعه
ازدواج موقت-صیغه-متعه
متن كامل سخنراني وزير كشور در مورد ترويج ازدواج موقت
بسيار خوشحالم از اينكه در اين جمع كه قاعدتا قرار است در آن به‌صورت كارشناسانه درخصوص يكي از مهم‌ترين مسائل جامعه صحبت شود كه از وظايف و دغدغه‌هاي اصلي همه نظريه‌پردازان مذهبي و اجتماعي است شركت مي‌كنم.

در اين جلسه به علت مسووليت اجرايي كه دارم علاوه‌بر اينكه براي موضوعات نظري اهميت زيادي قائل هستم، لكن موقعيت من ايجاب مي‌كند از نظر اجرايي و پيشنهادهاي قابل ارائه نيز ورودي داشته باشم.

موقعيت را مناسب مي‌بينم و با توجه به جو كارشناسي جلسه سعي مي‌كنم، موضوع حجاب و عفت عمومي و نيز رابطه دختر و پسر را از نظر اجتماعي با راه‌حل‌هايي كه وجود دارد، مطرح ‌كنم.

البته لازم به يادآوري است كه اين مباحث براي اقليتي در جامعه و برخي از خانواده‌هاست، والا اكثر خانواده‌ها و جوانان ما به روش سنتي روابط را برقرار مي‌كنند، آن‌هم در كمال پاكدامني و تقوي كه موجب افتخار و مباهات همه ماست و ازدواج هم با همان سنت‌ها درميان آنان جاري است كه البته مشكل افزايش سن ازدواج و هزينه‌هاي بالا و افزايش طلاق مسايلي است كه بايد جدي پيگيري شده و امورات آن تسهيل شود و عمده تلاش ما هم حل مشكلات اين طيف اكثريتي جامعه است كه اميد دارم بتوانيم اقدامات ارزنده‌اي را با كمك هم انجام دهيم؛ هم دولت و هم نهادهاي عمومي و نهادهاي فرهنگي و هم‌خانواده‌ها.

البته در عين ترويج ازدواج دائم در جامعه به عنوان طبيعي‌ترين راه بايد قبول كنيم ميانگين سن ازدواج در جامعه بالا رفته است، به طوري‌كه در آمار گفته مي‌شود براي دختران اين ميانگين 23 سال و براي پسران 26 سال است و نياز به يك عزم اجتماعي دارد كه اين سن را چهار تا پنج سال پايين بياوريم، ولي جوان 16 تا 21 يا 22 ساله را چگونه بايد مديريت كنيم.

با درنظر گرفتن اين هجمه‌هاي عظيم ضداخلاقي و با درنظر گرفتن اينكه گروه‌هايي از جامعه هرچند در اقليت باشند و به دنبال نهايي‌ترين مرتبه ارضا هم نباشند ولي به دنبال نوعي گفت‌وگو و همزباني و هم‌نشيني با جنس مخالف هستند و چون ازدواج دائم مقدمات زيادي مي‌خواهد، ما بايد از ظرفيت عظيم شريعت استفاده كنيم و يك راه‌حل براي مديريت اين شرايط، مي‌تواند استفاده از ازدواج موقت و صيغه محرميت به‌عنوان يك فرمول باشد.

متن‌ زير، سخنراني كامل مصطفي پورمحمدي وزير كشور است كه دهم خرداد ماه امسال در همايش حجاب در شهر قم، ايراد شد. متن سخنراني به طور كامل و بدون حذف و اضافات كه از سوي دفتر روابط عمومي وزارت كشور ارسال شده به چاپ مي‌رسد.

توفيقي شد براي بنده در جمع عزيزان و بزرگان، علما و فضلا و برادران و خواهران حاضر شوم و خدا را سپاسگزارم. موضوعي هم كه مورد توجه عزيزان است و در نشست امروز به بحث گذاشته شده مقوله مهم حجاب و عفاف از منظر امنيت اجتماعي است.

خوب شنيدم كه مقالات زيادي ارائه شده و تحقيقات قابل توجهي صورت گرفته و بخشي از آن در اين محفل عزيز ارائه شده و حتما بخش اعظمي از آن مجال ارائه پيدا نكرده كه ان‌شاء‌الله بايد در دسترس همه قرار بگيرد.

به‌خصوص در شرايط فعلي تلاشي است در خور تقدير و بسيار ضروري و مهم. مقوله حجاب، مقوله عفاف، سلامت اجتماعي، امنيت اخلاقي، امنيت اجتماعي و بررسي پيامدها و آثار آن نفيا و اثباتا از موضوعات قابل‌توجهي است كه از ديرباز وجود داشته، حتي در تاريخ معاصر كه مشاهده مي‌كنيم هم از زماني كه تحولات تجددگرايي آغاز شده و هم قبل از آن يعني قبل از دوران مشروطه يكي از شاخصه‌هاي اصلي گفتمان اجتماعي موضوع حجاب و موضع‌گيري‌هايي بوده است كه در قبال حجاب صورت مي‌گرفته كه در مواردي بسيار انقلابي بوده است و حتي گروه‌هايي با صبغه ملي يكي از اولويت‌هايشان دفاع از حجاب بوده است در تاريخ مشروطه اين مجادلات به خوبي قابل مشاهده است.

در دوران پهلوي اول اين موضع برجسته شد و در دوران پهلوي دوم هم ادامه پيدا كرد. به هر حال از همه جهات در تاريخ معاصر كشور ما، حجاب موضوعي جدي و اساسي بوده است.

از منظر ديني هم مساله حجاب مورد اهتمام بوده و جزئيات و ظرايف و حواشي موضوع با دقت در شريعت جستجو شده و علماي بزرگوار هم در طول تاريخ اسلام تلاش‌هايي در خور در اين مقوله انجام داده‌اند و همه ما مرهون تلاش‌ها و زحمات و آثار ماندگار آن بزرگواران هستيم.

باز همان‌طور كه اطلاع داريد و زياد مطرح شده مساله حجاب مساله‌اي است كه در همه اديان مورد توجه بوده و هست و حتي در سنت و در فرهنگ ملل مساله حجاب از اساسي‌ترين مقولات مورد توجه بوده است.

بي‌شك فرهنگ‌هاي ماندگار و اصيل جهاني فرهنگ‌هايي هستند ملهم از تعاليم انبياء. يعني هر حوزه تمدني و فرهنگي را كه آدم كنكاش مي‌كند و جلو مي‌رود مي‌بيند كه يك صبغه اتصال به مبداء وحي دارند تا جايي كه برخي محققان صاحب‌نام برخي از فيلسوفان را هم جزو انبياي الهي تلقي مي‌كنند. به هر حال اين مساله در اين حد موردتوجه و حساسيت هست كه معلمان اخلاقي و فيلسوفان و مصلحان به اين نكات توجه جدي و اساسي داشته‌اند.

در سده‌هاي گذشته حتي در حوزه‌اي كه فرهنگ برهنگي در تاريخ برخي از ملت‌ها وجود داشته، برهنگي در آثار هنري بيشتر در حوزه مردان ديده مي‌شود و در حوزه زنان بيشتر به همين جمال و زيبارويي و زيبايي‌هاي ظاهري و جلوه‌هاي ظاهري پرداخته شده.

حالا اگر بخواهيم وارد اين مباحث بشويم، بايد در نظر داشته باشيم كه اين مباحث از جنس كارشناسي و نيازمند كار و تحقيق بيشتر هستند و شما محققان عزيز حوزه و دانشگاه به دليل اشتغالات علمي و تحقيقي و فراغت علمي‌اي كه داريد كه از نعمت‌هاي بزرگ خداوند است، بيشتر فرصت چنين بررسي‌هايي را مي‌يابيد من مي‌خواهم مقداري وارد حوزه‌هاي روز و جاري اجتماعي بشوم البته با يك تاملاتي كه ناچاريم روزنه‌هايي نيز در حوزه انديشه باز كنيم.

فكر مي‌كنم سه مبحث در حوزه حجاب بيشتر قابل‌تامل و شايسته توجه است مباحث نظري درون ديني، مباحث نظري برون ديني و ديگري ديدگاه كاركردي و اجرايي درخصوص حجاب و عفاف.

در اين ديدگاه‌ها بايد جوانب مختلفي سنجيده و مورد بررسي قرار گيرند مباحثي نظير: مباحث تحليلي و روانشناسي و حوزه‌هاي تربيتي، رفتارشناسي و جامعه‌شناسي و به‌خصوص در حوزه زنان موضوع حجاب و ارتباط دو جنس مخالف و مراودات بين زن و مرد بسيار مهم هستند.

همچنين مباحث مربوط به فلسفه اخلاق و مباحث زيستي مرتبط با ساختار زن و مرد بسيار مهم هستند. خوب اين مباحث بيشتر در حوزه‌هاي آكادميك و دانشگاهي مورد توجه قرار مي‌گيرد و خوشبختانه در اين مبحث هم حوزه‌هاي ديني ما ورود پيدا كرده‌اند و آثار خوب و قابل توجهي توليد كرده‌اند هرچند كافي نيست و عرصه‌هاي بسياري ناگشوده باقي مانده است.

با توجه به غنايي كه در حوزه ديني و علوم ديني و علوم وابسته داريم فكر مي‌كنم كه يكي از مراكز مهم و تاثيرگذار و نظريه‌پرداز در اين موضوعات مي‌تواند حوزه‌هاي علميه باشد كه بايد در اين جهت تلاش بيشتري صورت بگيرد و اين چنين نشستي مي‌تواند مطلع خوبي بر اين اقدامات باشد و نقش مشوق و تسريع كننده داشته باشد.

گاهي مباحثي كه مطرح مي‌شود بيشتر در حوزه برون ديني و از منظر عمومي است برخي عقيده دارند كه به‌رغم فوايد مترتب بر اين نگاه، داراي استنتاجات كافي براي راهنمايي و راه‌حل دادن و اثرگذاري در حوزه رفتار اجتماعي نيست يا حداقل با اين نگاه دلايل متقن يا جازم و قاهري را كه قادر باشد نظم و مدل مناسبي تنظيم كرده و جاري نمود وجود ندارد.

البته در عين حال اعتقاد دارم و تلقي بنده اين است كه اتفاقا نگاه عمومي و برون ديني به اين مبحث هم به اندازه كافي مي‌تواند راه‌گشاي موضوع باشد. چون مي‌تواند مقدمات منطقي بحث را در دسترس قرار دهد چون موضوع از جنس موضوعات اجتماعي است. در مباحث اجتماعي به هر حال تاثير و تاثرها و كاركردها فوق‌العاده قابل توجه است.

روشن است كه در حوزه معاملات و واجبات نظاميه و احكام اجتماعي نظير مقوله حجاب، تاثير و تاثر‌ها و مباحث تحليلي و تعليلي، بسيار بسيار راه‌گشا و تعيين‌كننده هستند و برخي از فضلا و علما و فقها هم ورود خوبي در اين مباحث دارند. به‌خصوص بعضي آثار علما و فضلاي جوان بسيار الهام‌بخش و اميدواركننده هستند.

من فكر مي‌كنم اين حوزه برون ديني خيلي مي‌تواند كمك كند و لازم است يك نگاه عميق‌تر و وسيعتري به اين مطلب داشته باشيم.خوب نگاه دوم، نگاه از منظر درون ديني است كه طبعا مورد انتظار از حوزه‌هاي ديني و مراكز ديني ما است كه در آن به حواشي و مسائل مستحدثه، ابتلائات جديد و نيز فروع آن پرداخته مي‌شود و بايد اتفاقاتي كه پيرامون آن مي‌افتد با دقت رصد و بررسي بكنند و در نهايت احكام مرتبط را بيابند و ارائه بدهند تا همه استفاده بكنيم.

روش سوم بررسي و تحقيق در حوزه رفتار اجتماعي است يعني بررسي اتفاقاتي كه در صحن جامعه و در بستر اجتماعي مي‌افتد و تعيين اينكه اين مسائل چگونه بايد در حوزه اجرا تدبير شوند. در اين حوزه سعي مي‌شود دو حوزه‌اي كه پيش از اين گفتيم يعني نگاه‌هاي برون‌ديني و درون‌ديني به كار برد نزديك‌تر شوند.

خوب در اين راستا قوانين زيادي داريم و طبيعي است كه در يك جامعه قانون‌مدار و تثبيت شده از جهت حاكميت قانون، به هر حال اگر قانون و مقرراتي وضع مي‌شود بايد اجرا شده و مسكوت واقع نشود، خوب من تلقي‌ام اين است كه كارهاي فوق‌العاده خوب و فراوان و گسترده‌اي در دو حوزه اول يعني برون‌ديني و درون‌ديني صورت گرفته است و ما اين آثار را هم حداقل در حوزه تحقيق زياد مي‌بينيم و خوشحال هستيم از اين مجموعه تلاش‌ها و كارهايي كه انجام گرفته.

اما نكته‌اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه در حوزه تبيين و تبليغ و ترجمان غيرتخصصي اين مطالب در بستر اجتماعي مقداري كم‌كاري ديده مي‌شود. در اينكه نظرات كارشناسي و تحليلي تبيين و تعريف بشود و مباني آن به زبان اقشار مختلف اجتماعي و متناسب با مصرف‌كنندگان و محيط‌هاي مختلف و سنين مختلف گفته و باز گفته شود، مقداري كم‌كاري ديده مي‌شود، خيلي وقت‌ها مرعوب فضاهاي غالب و حاكم هستيم و از روش‌هاي صحيح و جذاب كمتر استفاده مي‌كنيم و تلاش براي روشنگري و ابهام‌زدايي كمتر صورت مي‌گيرد.

بايد براي اين مقوله فكر اساسي و جدي بكنيم و فكر مي‌كنم يكي از وظايف اصلي ساختارهاي تبليغاتي و موسساتي چون دفتر تبليغات همين مطلب است كه مقام معظم رهبري در ديدارهاي مختلفي بر آن تاكيد داشته‌اند.

به هرحال اين يك مطلب جدي است، مثلا ما هنوز در رسانه ملي و رسانه‌هاي مكتوبمان و در مجلات عمومي و غيرتخصصي كمتر به اين مطلب ورود پيدا كرده‌ايم. انگار كه نويسندگان يك مانعي در سر راهشان باشد كه از ورود و قلم زدن در اين حوزه پرهيز مي‌كنند.

بيشتر به مباحث كلي و فلسفه اخلاق و نتايج بعيده و مقدمات پرداخته مي‌شود البته جاي خوشحالي است كه ظرف سال جاري مباحثي در رسانه ملي در اين باب مي‌بينيم.

اما ظرف سال‌هاي گذشته پرداختن به اين مباحث خيلي كم بوده و كمتر به صورت عميق و جدي در ميزگردهاي كارشناسي، بدان پرداخته مي‌شد كه اين يك نياز جدي است كه بايد در حوزه درون ديني و برون ديني بيشتر مورد توجه باشد.

اما در مورد حوزه اجرا و كاركردي كه شايد بيشتر مورد سوال و توجه باشد و شايد از مثل بنده‌اي بيشتر سوال و طرح شود، واقعيت اين است كه استدلالات زيادي درباره حجاب مطرح است حالا ما حجاب را با هر تعريفي كه تلقي كنيم، به هر حال در جامعه طيفي از رعايت حجاب وجود دارد و سطوح اجتماعي مختلف حدود متفاوتي از حريم و حجاب را رعايت مي‌كنند.

چرا بايد در جامعه نسبت به بعد منفي عدم رعايت حجاب حساسيت كمتري وجود داشته باشد؟ حتي در جوامع غربي گرچه حريمي كه براي حجاب قائل مي‌شوند يك حريم حداقلي است ولي به حريم‌شكنان همان حريم اندك كه معيارهاي اخلاقي را زيرپا گذاشته باشند تعرض مي‌شود.در مقايسه با حوزه حريم اخلاقي جامعه وقتي شما به مبحث اعتياد توجه مي‌كنيد مي‌بينيد حوزه وسيعي از عوامل براي مبارزه با آن به خدمت گرفته مي‌شود.

سختگيري مي‌شود و حساسيت و پيگيري زيادي صورت مي‌گيرد و از نظر تبليغاتي نيز در فيلم‌ها و فرآيندهاي اطلاع رساني بسيار به آن مي‌پردازند.

در حالي كه عوارض شكستن حريم‌هاي اخلاقي و بي‌توجهي به حجاب و عفاف به هيچ‌وجه كمتر نيست، چون حجاب و عفاف و در طرف مقابلش بي‌بندوباري، اثرگذاري سريعي در حريم‌ها و مناسبات اجتماعي دارند، اما يك آدم معتاد مي‌تواند در گوشه خانه‌اش بنشيند و براي خودش معتاد باشد، حالا با هر بدبختي و فلاكتي كه زندگي كند نهايتا ما كه در خيابان او را مي‌بينيم سريعا در ذهن خود و نيز در مناسبات خود او را منزوي مي‌كنيم و به هيـچ‌وجـه جذابيت اجتماعي براي او قائل نيستيم.

همينطور در مورد اعتياد به مشروبات الكلي در همه جوامع از جمله جوامع غربي ناپسند شمرده مي‌شود و در نهايت تبديل به رفتاري مجرمانه و جامعه‌گريز مي‌شود.

حالا مي‌خواهم به اين موضوع برسم كه چرا در مقايسه بين اعتياد و مسائل عفت عمومي كه دومي آثار تخريبي اجتماعي بيشتري دارد و تمام تحليلگران اجتماعي معتقدند كه بي‌بندوباري‌ها و عدم انضباط اخلاقي در جوامع به شدت نظامات اجتماعي را مختل كرده و بحران‌هاي عظيم اجتماعي ايجاد كرده است و در نظم خانوادگي، در نسل، در طلاق، در تربيت بچه، در خودكشي، در افسردگي روحي و در پايين آمدن راندمان اقتصادي و توليد و ارزش افزوده بحث‌هاي بسيار زيادي در مورد بي‌بندوباري‌هاي لجام‌گسيخته صورت گرفته است و از اين نظر آثار اجتماعي مخرب بيشتري نسبت به اعتياد دارد، چگونه نسبت به اعتياد آنچنان سختگيرانه عمل مي‌كنند ولي در حوزه حجاب و عفت عمومي استدلالاتي نظير كامروايي و التذاذ فردي و لزوم حفظ حريم خصوصي و عدم تحميل قيد مطرح مي‌شود و مي‌گويند آدم مختار است هرگونه دوست دارد لباس بپوشد و هر جا دوست دارد آرايش بكند و برود و هر نوع مراوده‌اي برقرار بكند؟!

حتما منشا و مبدا اين قضيه در آثار تحقيقي موردتوجه قرار گرفته است. به طور كلي نگاه به انسان در آن جوامع متفاوت از نگاهي است كه ما داريم.

بعد از رنسانس، نگاه اومانيستي به انسان و انسان‌گرايي و انسان‌مداري منقطع و رها از مبدا و اصول ارزشي مطرح شد و بعد هم فرهنگ ليبراليستي حاكم شد. حاكميت فلسفه ليبراليستي و پراگماتيستي متمركز و منعطف به مبحث سود و لذت است كه اين دو پايه تفكر فلسفي جديد غرب هستند.

وقتي چنين مباحثي مطرح مي‌شود طبيعي است ديگر بحث حجاب و رفتار زن مطرح نيست، بحث خود زن مطرح خواهد شد و كاركرد زن در اين نگاه و فرهنگ و تفسير فلسفي موردتوجه قرار مي‌گيرد.

زن قبل از اينكه در حوزه لذت وارد صحنه اجتماعي غرب بشود، در حوزه ثروت وارد شده است. اصلا زن را با تفسير و تحليل اقتصادي از آن مرتبه منيع و رفيع و آن جايگاه امن وسالم پايين آوردند. اصلا شروع قصه از آن جاست والا لذت‌خواهي‌ها و كامجويي‌ها از قديم‌الايام در حرم‌سراها بوده است و هر كس كه دستي، تمتعي و استطاعتي داشته در اين حوزه‌ها لجام گسيختگي مي‌كرده است.

آنچه كه زن را در صحنه اجتماعي از رفتار سنتي و تعاريف گذشته خود خارج و وارد زندگي جديد كرد، قبل از اينكه عامل لذت باشد، عامل ثروت بود.

آن موقعي كه توليد صنعتي آغاز شد، زن به كارگر ارزان تبديل شد. كارگر تسليم شده، چون در آن مجموعه‌اي كه كارگران زن بيشتر بودند اعتصاب و شورش‌هاي محيط كارگري كمتر اتفاق مي‌افتاده و پذيرش نظم حاكم بر محيط‌كار از سوي زنان بيشتر بوده است. از اين جهت زنان شدند كارگران خوب و مطيع كارفرما. همچنين زن در رابطه توليد و مصرف مبلغ خوب كالاي صنعتي به شمار آمد.

از اين جهت از آن موقعي كه حوزه تبليغات محصولات صنعتي و غيرصنعتي در دنيا مطرح شده است تبليغ‌كننده بيشتر محصولات در رسانه‌ها، زن‌ها هستند و در عين حال خود زن به عنوان بزرگ‌ترين مصرف‌كننده شناسانده شده است.

ذائقه زن است كه مي‌تواند ميل مصرفي ايجاد بكند و در نتيجه توليد را افزايش بدهد. اگر زن را به مصرف بيشتر و به تنوع طلبي عادت دادند از اين نظر كه او در خانه معين مي‌كند كه چه چيزي مورد احتياج است، توليد بيشتر خواهد شد.


عملا آنچه كه در دنياي جديد مطرح شد نگاه به زن با رويكرد اقتصادي است. در كنار آن هم كامجويي، هرزگي و تمتع‌هاي ارزان و رها بدون موانع ومشكلات اجتماعي ديده مي‌شود كه براساس فلسفه لذت و ثروت توجيه مي‌شود كه اين همه منجر به بحران‌هاي اجتماعي شده كه ما هم تا حدودي متاثر از آن هستيم.

جامعه ما هم متاثر از همين تعاريف است. يعني وقتي كه حوزه اقتصاد صنعتي، حوزه اقتصاد مدرن و حوزه اقتصاد مصرفي، در هر جامعه‌اي وارد بشود به همراه خودش فرهنگ خاص خودش را مي‌آورد.

دنياي امروز دنياي كامروايي و هرزگي و لذت‌جويي است و دارد بي‌مهابا مي‌تازد و هيچ‌كس هم حريفش نيست يعني اصلا رها است و در جهان بسياري از مديران اجتماعي، مصلحان و فيلسوفان واقعا هم دلسوزانه دارند به اين حوزه نگاه مي‌كنند و خيلي حرف‌ها مي‌زنند ولي اصلا امكان مديريت و كنترل ندارند. اين وضع را در خيلي از جوامع مشاهده مي‌كنيم.

صحبت‌هايي كه مطرح كردم براي حوزه طلبگي و مدرسي و در محضر بزرگان و اعزه مطرح شد تا مباحثه بكنيم ولي وقتي كه در جايگاه يك مجري قانون و مدير اجتماعي مي‌نشينيم بايد ببينيم كه قانون چه مي‌گويد؟

پشتوانه اين قانون تحليل‌هاي اجتماعي، فلسفه اخلاق يا احكام ديني و يك مجموعه‌اي از مباحث است كه به جاي خودش مهم است، اما آنچه كه من به عنوان مجري قانون، وظيفه دارم اين است كه بايد اجراي قانون كنم، به اين معني كه قانون با هر نگاه و هر مبنايي در جامعه ما وجاهت پيدا كرده باشد، حال اين مبنا چه راي اكثريت باشد چه مشروعيت، وجاهت آن شرعي است و مويد و مستند به نظرات شوراي نگهبان است.

به هر حال اين چيزي است كه به نام قانون در اختيار ما است و طبعا جامعه مي‌تواند از مجريان بازخواست كند كه چرا قانون را اجرا نمي‌كني؟ از من نبايد بپرسند چرا داري قانون را اجرا مي‌كني ؟ بايد بپرسند چرا زودتر شروع نكردي ؟ چرا ديگران شروع نكردند؟ چرا ديگران به قانون عمل نكردند؟ اقتضاي قانون اين است و ما در مقام اجرا بايد اين ادبيات را در جامعه تثبيت بكنيم. با قانون نبايد مناقشه كرد.

قانون بايد در جامعه محترم باشد، بايد حرمت قانون پاس داشته شود و در جامعه اجرا شود. اگر قانون مشكل دارد بايد صاحبنظران بروند قانون را اصلاح بكنند، آنهم از مجرا و روال خاص خودش. قانون اگر قانون است بايد در جامعه اجرا بشود و چون قوانين خودمان را در حوزه حدود الهي تعريف مي‌كنيم بايد همان جايگاه را داشته باشد.

همه آن حرمت‌هايي كه بايد براي حدود الهي قائل ‌شويم و همان آثاري را كه خداوند فرموده كه اگر حد الهي را رعايت نكند : اولئك هم الكافرون.. فاسقون... بايد كسي كه قانون را رعايت نمي‌كند يا اجراي قانون نمي‌كند از اين منظر به او (يعني به عنوان كسي كه حدود الهي را رعايت نكرده) خطاب شود كه چرا اجراي قانون نمي‌كني؟ مگر اينكه بگويم مقدماتش فراهم نيست استطاعت نيست، ابزارش فراهم نيست.

به هرحال ادله قابل قبولي ارائه بشود براي اينكه قانون رعايت نشود، اما مي‌شود گفت من قانون را رعايت نمي‌كنم، چون آثارش، آثار مثبتي نيست. كسي نمي‌تواند چنين حرفي بزند. ما در تعاريف قانوني چنين تجويزي را نداريم. اگر قانوني استطاعت اجرايش وجود داشته باشد ما ملزم به اجراي قانون هستيم.

اگر آثار مطلوبي ندارد، بايد تلاش بكنند قانون به هر صورت اصلاح بشود.مقررات ذيل قانون اصلاح بشود. نگاه قانون مدار چنين اقتضائي دارد والا جامعه مي‌رود به سمت تأويل، توجيه، بي‌قانوني و عدم رعايت قانون و هر كسي كه از يك قانوني خوشش نيايد مي‌گويد آن را اجرا نمي‌كنم.

با اين بهانه كه اثر مخرب دارد. وقتي از او بپرسيم كدام اثر؟ اگر بگويد رفتيم از تعدادي محقق پرسيديم و از مردم نظرسنجي كرديم ديديم اثر مخرب دارد. مگر اين را كسي مي‌تواند بپذيرد؟

احكام شريعت هم بعضا داريم كه «نفعهما اكثر»، يعني در طرف ديگرشان غيرنفع هم دارد كه اقل است. اگر قرار باشد از آنهايي كه به آنها ضرر مي‌رسد سوال كنيم، بسيار محل تامل خواهد شد. اما قرار نيست به قانون اينطور نگاه كرد. به هر حال اين مبناي قانوني است و بايد اجرا شود.

حالا اين بحث وجود دارد كه حالا كه مي‌خواهيم اين قانون اجرا شود و بايد هم اجرا شود، چه كار كنيم قانون مؤثر واقع شود و منتج به آثار مفيد و مطلوب بشود؟

اولا بايد مجموعه‌هاي ديگري كه وظيفه دارند همه بايد پاي كار بيايند، درست است كه اين قانون مخاطبي دارد به عنوان قواي نظميه، پليس و دستگاه قضايي. اينها مخاطب يك بخشي از قانون هستند و بايد انجامش بدهند.

خوب است بدانيد كه مبحث حجاب و عفاف و فرهنگ امنيت اخلاقي موضوعي است كه در مورد آن در شوراي فرهنگ عمومي بسيار بحث شده است به‌طوري كه براي 27 دستگاه بيش از 320 مأموريت در اين زمينه تعريف شده است.

مثلا براي نيروي انتظامي، براي وزارت كشور و براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و براي دستگاه‌هاي مختلف ماموريت تعريف شده.

براي رسيدن به اين نتيجه بايد همه كمك كنند و ما بايد همه را دعوت كنيم و از همه بخواهيم و تاكيد بكنيم همه همراهي بكنند، از رسانه ملي، از رسانه‌هاي مكتوب، تريبون‌ها، مؤسسات تحقيقاتي، مراكز اجرايي همه پاي كار بيايند و نسبت به اجراي اين مساله اهتمام بورزند.

قبول داريم كه اگر پليس را تنها وسط خيابان بفرستيم آثارش بسيار كم است يا خداي ناكرده اگر كنترل مناسبي نباشد شايد در مواردي اثر منفي بگذارد، ولي اينكه رفتار پليس آثار كمي دارد، مسوولش پليس نيست، مسوولش دستگاه قضايي نيست، مسوولش ديگران هستند كه كم‌كاري مي‌كنند؛ ديگراني كه بايد نسبت به اين قصه احساس مسووليت بيشتري بكنند و اين تكاليف را بهتر انجام بدهند.

مقوله رفتار اجتماعي و حضور زن در جامعه يك بحث اساسي و جدي است و بايد به اين موضوع عنايت تام و تمام بشود هم در ابعاد كاركردي و هم در ابعاد نظري و تئوريك و همزمان هم حوزه اجرا و هم حوزه تحقيقي و پژوهشي با هم كار بكنند، داد و ستد داشته باشند و نتايج كارشان را با يكديگر تبادل بكنند و قدم به قدم جلو برويم.

اين نياز متقابلي است كه در دو حوزه وجود دارد. به هر حال يكي از مباحث جدي حضور خانم‌ها و بانوان در جامعه است. از اين حضور بايد تعريفي شفاف‌تر و دقيق‌تر بشود. احراز منزلت اجتماعي و ارتقاي زنان چه واقعي و چه اعتباري، در شئونات مختلف زندگي بحث بسيار مهمي است كه نيازمند كار بيشتر در سطح جامعه و توجه بيشتر در حوزه اجرا است.

بعضي وقت‌ها ما با بي‌توجهي يك مقدار زياده‌روي هم مي‌كنيم و بعضي وقت‌ها هم نمي‌دانيم اين نوع نگاه مبهم و تعريف نشده براي حضور زنان در جامعه حتي به كاهش جايگاه و منزلت اجتماعي آنان مي‌انجامد. بايد خيلي به اين توجه كرد.

بايد رويش كار كرد و دقت كرد.خانم‌ها مي‌خواهند حضور موثر و مفيد در جامعه داشته باشند. اين حضور موثر و مفيد هم بايد دقيق و شفاف بشود، البته با حفظ حريم‌ها و حفظ عفت، منزلت و مباحث اخلاقي. مي‌دانيد كه الان وسيع‌ترين طيف جمعيتي كشور ما جوان است؛ يعني هرم جمعيتي كشور نشان مي‌دهد كه جمعيت جوان ما بين 20 الي 27 سال وسيع‌ترين طيف جمعيتي كشور است، همراه با نيازهاي خاص خودش از قبيل مسكن و تشكيل زندگي و اشتغال؛ و به هر حال جوانان يكسري غرايز و طبايعي دارند و يكسري آزادي عمل مي‌خواهند (من دارم غيرجنسي آن را عرض مي‌كنم، بحث جنسي‌اش را بعدا عرض مي‌كنم).

در ارضاي اين غرايز و پاسخگويي به اين نيازهاي طبيعي چه راهكارهايي وجود دارد؟ چگونه مي‌خواهيم فضا را براي برخي از اين التذاذها، از اين فراغت‌ها و از اين زيبايي‌خواهي‌ها و بسياري خصلت‌هايي كه در اين سنين بروز و ظهور مي‌كند هدايت و ساماندهي كنيم؟

محل طبيعي بحث هم حوزه اجتماعي است و خيلي هم در حوزه خصوصي و داخل خانه‌ها نمي‌توانيم حرفش را بزنيم. براي اين نكته هم بايد با حفظ آن حريم‌ها و نكته‌ها و مرزهايي كه داريم بايد ببينيم چه راه حل‌هايي داريم؟ و البته با درنظر گرفتن آن شكنندگي‌هايي كه در اين حوزه وجود دارد محدوديت‌ها بايد به حداقل برسد و مرزهاي ما بايد وسيع‌تر بشود.

موضوع بعدي نيازهاي جنسي است. به هر حال اين جمعيت بزرگ نياز به تشكيل خانواده دارد و نياز جنسي دارد، ما در اين زمينه چگونه مي‌خواهيم رفتار كنيم؟

جوان بعد از سن بلوغ (با توجه به اينكه حالا بلوغ زودرس هم داريم) چگونه مي‌خواهد ارضا بشود. در مورد ميانگين سن ازدواج آخرين آمار مربوط به سال 85 براي دختر 23 سال و براي پسر 26 سال است، اين آمار مربوط به ميانگين است والا ازدواج تا 29 الي 30 سال هم به تأخير مي‌افتد.

يك همت و يك تلاش و رزم است كه ميانگين سن ازدواج را 4 الي 5 سال پايين بياوريم در اين صورت بخشي از اين مطالبات حل مي‌شود.

در دولت داريم روي مباحث مسكن و اشتغال كار مي‌كنيم، اما همه‌اش در دولت نيست. متاسفانه فرهنگ اجتماعي به گونه‌اي است كه دختر در حالي كه به سن 18، 20 سالگي رسيده است هنوز الفباي زندگي را به او ياد نداده‌ايم و اصلا انتظارش نيست كه دختر در اين سن بتواند خانه اداره كند و دختر و پسر 24 و 25 ساله بتوانند زندگي را اداره بكنند. اين را بايد عوض كرد.

اين فرهنگ‌سازي ديگر دست دولت نيست. اين بايد از دل خانه‌ها و محافل و تريبون‌ها رشد بكند. به نظر من اين مساله به يك نهضت عمومي نياز دارد.

اما مساله مهم ديگري كه مورد توجه ومهم است اين است كه قبل از اين سن را چه كار بكنيم؟ بله، تلاش مي‌كنيم سن ازدواج را 4 الي 5 سال پايين بياوريم ولي جوان 14 الي 21 الي 22 ساله را چگونه بايد مديريت بكنيم با در نظر گرفتن اين هجمه‌هاي عظيم ضد اخلاقي و ضد فرهنگي؟

آيا بايد او را رها كنيم و با او صحبت نكنيم؟ نياز دارد و نياز جنسي دارد و تعارف و شوخي هم ندارد. اين نياز جنسي الزاما به شكل غليظش نيست و در حد عالي‌ترين مرتبه ارضا هم نيست. مي‌خواهد گفت‌وگو با جنس مخالف داشته باشد. مي‌خواهد همنشين باشد، همزبان باشد.

اين واقعيتي است كه در جامعه ما وجود دارد. در بخش‌هايي از جامعه ما داريم مي‌بينيم. آيا مي‌خواهيم نشنيده و نديده بپنداريم و به روي مبارك خودمان نياوريم؟ به نظر من حكم خدا روشن است. چرا ما پروا مي‌كنيم از اين كه حكم خدا در جامعه مطرح و اجرا بشود؟! چرا حاضر نيستيم اين جسارت را به خرج بدهيم؟

مگر ازدواج موقت كه مطرح شده است براي كامجويي كسي است كه مي‌خواهد تعدد زوجات راه بياندازد و مي‌خواهد در نظام اجتماعي و خانوادگي دو تا سه زن بگيرد؟ هرگز چنين نيست.آنچه در حكم و علت اين حكم بيان و تفسير شده است براي مشكلات اجتماعي است.

اگر در يك جامعه تناسب جمعيتي به هم خورد و تعداد دخترها زياد شد يا بالعكس تعداد پسرها در اثر وقايع اجتماعي مثل جنگ كم شد و يا در شرايط بلوغ زودرس، اگر اسلام دين كامل و جامع است بايد راه‌حل داشته باشد.

تعارف را هم بايد كنار بگذاريم. مگر مي‌شود گفت اسلام به يك جوان 18 ساله‌اي كه غرايز جنسي‌اش تشديد شده، كه يك نياز طبيعي است و خدا در وجود او به وديعه گذاشته راه حل ارائه ندهد؟! بعد به او بگوييم برو ازدواج كن؟! حتي آنجايي كه سن ازدواج پايين است نمي‌گذارند نوجوان مثلا 15 ساله ازدواج كند.

خوب تعدادي تحليل و تفسير روي اين قضيه بگذاريم و راه‌حل ارائه دهيم. خداوند سبحان كه اين راه‌حل را قرار داده است و الان هم قوي‌ترين كاركردش همين حوزه است و الان اگر ما حكم خدا را نگوييم و تبيين نكنيم و زمينه اجراي حكم خدا را در جامعه، تسهيل نكنيم، بايد بپذيريم تبعات و تخلفات و انحرافاتي كه در اين حوزه صورت مي‌گيرد دامن ما را بگيرد.

به هر حال اين فرهنگ در جامعه نهادينه بشود كه دختري مي‌خواهد با پسري راه برود بتواند به طور مشروع راه برود و مجاز باشند. حالا مي‌خواهند بروند پارك بستني بخورند يا دانشگاه بروند سركلاس بنشينند و گناه هم نكنند. بايد به او راه‌حل بدهيم. مگر مي‌توانيم بگوييم بي‌خيال، بي‌توجه برو هر كار دوست داري بكن يا برو ازدواج كن.

مي‌گويد چطور ازدواج كنم. دست او نيست كه ازدواج كند. بايد خواستگاري بيايد سراغ دختر و بايد شرايط او فراهم شود. به هر حال من فكر مي‌كنم حوزه‌هاي مكرم و عليه علميه دينيه ما به اين مهم اهتمام بورزند و ما بايد جسارت بيان حكم خدا را پيدا كنيم و در اين جهت برخي از حواشي موضوع بايد براي خانواده‌ها تبيين شود.

برخي تا مساله ازدواج موقت يا ازدواج مطرح مي‌شود، آن شكل عالي تمتعات ازدواج و تبعات آن را مطرح مي‌كنند كه منجر مي‌شود به بارداري و مسووليت‌هاي بعدي آن و احتراز از آنها ببينيم آيا مي‌توانيم با فرمول‌هايي آن را حل كنيم؟

حالا عدم زناشويي را كه شرط ضمن عقد نمي‌شود كرد، به هر حال خلاف مقتضاي عقد است و شرط لازم خارج عقد هم بزرگان زيادي اين مساله را مطرح مي‌كنند كه نافذ نيست.

به هر حال باب بحث جدي فقهي اين مساله را باز كنيم و ببينيم چگونه مي‌توانيم اين مساله را راهگشايي بكنيم كه اين قصه به نحو جدي حل بشود و اين مخاطرات براي خانواده برطرف شود. و بالاخره موضوع احترام به قانون و قانونگرايي كه حالا در عرايض قبلي‌ام به اختصار اشاره كردم در اين مساله هم به قانون دست پيدا كنيم و فكر مي‌كنم ما بايد اين را هم رويش كار كنيم و ترويج بكنيم و به هر حال آنچه مي‌تواند ما را به سلامت برساند اجراي خوب قانون و تدوين و تصويب قوانين خوب است.

ما در حوزه اجراي قانون مسووليت داريم و معتقديم بايد قانون را خوب اجرا كنيم همينطور لازم است ديگران كه در حوزه تصويب قوانين هستند، قوانين را با مطالعه و تاملات لازم تصويب بفرمايند. به هر حال حرف در اين حوزه زياد است. مجددا از اين فرصتي كه در اختيار من قرار گرفت تشكر مي‌كنم و از اين همه تلاش صورت گرفته.

ان‌شا‌الله بتوانيم تعامل و هماهنگي را در حوزه تحقيق و پژوهش و اجرا ايجاد كرده و اين دو را به هم نزديك كنيم تا ان‌شاالله محصولات ارزنده‌اي به دست بيايد. والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته


 

*احكام ازدواج موقت (به همراه صیغه آن)

*دفاعيه احمد قابل از ازدواج موقت (روزنامه هم میهن)

 

*چرا عمر ازدواج موقت را حرام کرد؟(علامه سيد مرتضي عسکری)

 

*ازدواج موقت از نظر پنج روانشناس صاحب نام(روزنامه همشهری) 

 

*ازدواج موقت تجلي تولي و تبري(سه روایت معتبر در فضيلت متعه)

 

*متن كامل سخنراني وزير كشور در مورد ترويج ازدواج موقت(ازدواج موقت باید با جسارت ترویج شود)

 

متعه تا روز قيامت حلال است

(يك بحث روايتي از علامه طباطبائي رحمه الله عليه در تفسير الميزان)

 

كداميك ؟ رهبانيت موقت يا كمونيسم جنسى يا ازدواج موقت ؟

(شهيد مرتضي مطهري)

 ازدواج موقت-صیغه-متعه

|+| نوشته شده در  جمعه یکم تیر 1386ساعت 6:24  توسط Iran30Ghe  |